تبليغاتX
دست نوشته های من

نامه تاریخی فتحعلیشاه قاجار به سفیر ایران در استانبول

اولاً بر ذمت همت تو لازم است که بدرستی تحقیق کنی که وسعت ملک فرنگستان چقدراست؟ کسی بنام پادشاه فرنگ هست یا نه؟ و در صورت بودن، پایتختش کجاست؟ ثانیاًفرنگستان عبارتست از چند ایل شهرنشین؟ خوانین و سرکردگان ایشان کیانند؟ ثالثاًدر باب فرانسه غوررسی خوبی بکن و ببین فرانسه هم یکی از ایلات فرنگ است یاگروهی و ملکی دیگر دارد؟بناپارت نام کافری که خود را پادشاه فرانسه میداند کیست و چه کاره است؟ رابعاًدر باب انگلستان تحقیق جداگانه و علیحده بکن و ببین اینان که در سایه ماهوت وقلمتراش اینهمه شهرت پیدا کرده اند، از چه قماش مردم و ازچه قبیل قومند؟ اینکه می گویند در جزیر ه ای ساکنند، ییلاق و قشلاق ندارند و قوت غالبشان ماهی است،راست است یا نه؟ اگر راست باشد چطور می شود که یکی در جزیره بنشیند و هندوستان را فتح کند؟ پس از آن در حل این مسئله که اینهمه در ایران در دهنها افتاده است،صرف مساعی و اقدام بنما و لیک بفهم که در میان انگلستان و لندن چه نسبت است؟آیا لندن جزئی از انگلستان است یا انگلستان جزئی از لندن؟خامساً بعلم الیقین تحقیق بکن که کمپانی هند که این همه مورد مباحثه و گفتگو است با انگلستان چه رابطه ای دارد؟ و بنا به ا شهر اقوال، عبارتست از یک پیره زن وبالعی قول بعضهم مرکب است از چند پیره زن؟ آیا راست است که “مرغریت” یعنی خداوند تاتاران زنده و جاوید است و او را مرگ نیست یا اینکه فناپذیر است؟همچنین در باب این دولت لاینفهم انگلستان با دقت تمام وارسی نموده بدانکه چگونه حکمرانی است و صورت حکمران او چیست؟ سادساً از روی قطع و یقین غور و بررسی حالت ینگه دنیا را نموده و در این باب سر موئی فرونگذار. سابعاً و بلکه اخیراً تاریخ فرنگستان را بنویس و در مقام تفحص و تجسس آن بر آی که اسلم شقوق و احسن طریق برای هدایت فرنگیان گمراه بشاهراه اسلام و بازداشتن ایشان از اکل میته (خوردنمردار) و لحم خنزیر (گوشت خوک) کدام است؟*باختر امروز سال دو شماره

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 •

زمستان

 

به شب نشینی زندانیان برم حسرت ... که نقل مجلسشان دانه های زنجیر است

 

به چه دل خوش کرده ای!؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی ؟

 

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | دوشنبه بیست و هفتم دی 1389 •

ترا من چشم در راهم شباهنگام

ترا من چشم در راهم شباهنگام
كه مي گيرند در شاخ (( تلاجن )) سايه ها رنگ سياهي
وزان دلخستگانت راست اندوهي فراهم
ترا من چشم در راهم .
شباهنگام . در آندم كه بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سر و كوهي دام
گرم ياد آوري يا نه ، من از يادت نمي كاهم ،
ترا من چشم در راهم .
!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | دوشنبه ششم دی 1389 •

گفتار دکتر شریعتی در روز عاشورا

دکتر شریعتی : "در عجبم از  مردمی که خود  زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی گریه می کنندکه آزاده زیست . "

شب عاشورا بود شهر یکپارچه روضه بود وخانه یکپارچه سکوت و درد...

گفتم در این تنهایی درد و این شب سوگ، بنشینم و با خود سوگواری کنم، مگر نمی شود تنها عزاداری کرد؟ نشستم و روضه ای برای دل خویش نوشتم:

... پیش چشمم را پرده ای از اشک پوشیده است.

در میان هیاهوی مکرر و خاطره انگیز دجله و فرات، این دو خصم خویشاوندی که هفت هزار سال، گام به گام با تاریخ همسفرند، غریو و غوغای تازه ای برپا است:

صحرای سوزانی را می نگرم، با آسمانی به رنگ شرم، و خورشیدی کبود و گدازان، و هوایی آتش ریز، و دریای رملی که افق در افق گسترده است، و جویباری کف آلود از خون تازه ای که می جوشد و گام به گام، همسفر فرات زلال است.


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | شنبه بیست و هشتم آذر 1388 •

یک وبلاگ خواندنی و جالب : تیتر کیهان در زمان ظهور !!! ( تصویر)

اتفاقی به این وبلاگ برخورد کردم . مطالب جالب و قابل تاملی  در این وبلاگ بیان شده که به سختی هم نمی شود آن را باور کرد !!!  به دوستان سفارش می کنم به همه مطالب این وبلاگ  نگاهی بیندازند  و اگر تونستند نظرشان  را در خصوص این مطالب  بگویند . برخی مطالب این سایت عبارتند از: عملکرد پیچیده احمدی نژاد در مذاکره با آمریکا، دلایل درستی مذاکره با آمریکا توسط احمدی نژاد از نظر آقای پناهیان ، مصادیق شخصیت های آخر زمان ،  معرفی آنها و در  خطر بودن جان آنها ،  تیتر کیهان در زمان ظهور ،  طرفدارن موسوی و گامی بلند به سوی ظهور ...

 

 

 

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 •

انیشتین : ترجیح میدهم سوار دوچرخه ام باشم و به خدا فکر کنم تا ...

 

ترجیح میدهم سوار دوچرخه ام باشم و به خدا فکر کنم تا اینکه در کلیسا باشم و به دوچرخه ام فکر کنم .

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | شنبه هفدهم مرداد 1388 •

فقط از فهميدن تو مي ترسند

اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت

اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند

اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند....

فقط از فهميدن تو مي ترسند....

 دکتر شریعتی

 

  

 

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | شنبه سوم اسفند 1387 •

مسئولیت اجتماعی

گفته می شود به دستور «میرزاتقی‌خان امیركبیر» مقداری واكسن آبله از اروپا به ایران وارد شد  تا  بیماری آبله کودکان تحت کنترل قرار گیرد. چندی بعد به امیر کبیر  خبردادند كودكی به‌خاطر غفلت پدرش كه حاضر نشده بود   به فرزندش  واكسن تزریق شود، آبله گرفته و مرده است.
امیركبیر وقتی این خبر را شنید به شدت ناراحت شد.
به او گفتند: «شما در این‌باره تقصیری ندارید و این قصور به علت جهل آن پدر بوده است.»
امیركبیر در جواب گفت: «آخر من مسوول جهل آن پدر هم هستم.»
******
مسوولیت اجتماعی یا Social Responsibility كه در سا‌ل‌های اخیر به شدت مورد توجه قرار گرفته را  مي توان التزام به پاسخ گويي يا مسووليت صاحبان قدرت درخصوص اعمالشان تعريف كرد. صاحبان قدرت به افرادي چون صاحب منصبان دولتي، شركت هاي خصوصي، نهادهاي مالي بين المللي و سازمان هاي اجتماعي مدني گفته مي شود. مسووليت فعالان حكومتي و اجتماعی  نسبت به شهروندان بويژه نسبت به قشر مستمند نتيجه يك پيمان اجتماعي مجازي بين شهروندان و نمايندگان و عاملان منتخبشان در یک نظام  مردم سالار است. از اصول بنيادين مردم سالاري اين است كه شهروندان حق مطالبه پاسخگويي دارند و فعالان دولتي ملزم  به پاسخگو بودن  هستند.
          «آندره كارنگی» (A.Carnegie) پایه‌گذار صنعت فولاد در  آمریکا در سال 1899 كتابی با نام «انجیل ثروت» منتشر كرد و در آن موضوع مسوولیت اجتماعی سازمان را مطرح كرد.
نظر وی بر دو اصل استوار بود:
1-     اصل خیرخواهی
2-     اصل قیمومیت
براساس اصل خیرخواهی كارنگی، افراد خوش اقبال‌تر در جامعه باید افراد كم‌اقبال‌تر نظیر بیكاران، عقب‌افتادگان، بیماران و كهنسالان را یاری كنند.
و براساس اصل قیمومیت، صاحبان كسب و كار و تجارت باید خود را مسوول مراقبت از افراد و رفاه آنان بدانند.
       امروزه حتی توجه به  "مسئولیت اجتماعی " در تدوین ماموریت سازمان های  انتفاعی نیز گنجانده می شود . امروزه در سراسر دنیا شركت‌ها و سازمان‌های فراوانی با این روش به یاری جامعه پرداخته و در برابر آن خود را «خوش آوازه» كرده‌اند.خوش نامی كه خود از ابزارهای ترویجی و تبلیغی «Promotion» در كسب‌وكار امروز است با توجه درست به مسوولیت اجتماعی سازمان برای جامعه آشكار می‌شود و چه بسیار مشتریانی كه به‌واسطه این خوشنامی به سوی سازمان ما می‌آیند و در گروه مشتریان وفادار ما قرار می‌گیرند.
 
!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | پنجشنبه سوم بهمن 1387 •

هولوكاست غزه

 

 امشب  كه داشتم  به اخبار سايتها نگاه مي كردم ، تيتر اول اكثر سايت هاي داخلي و خارجي در مورد غزه بود  . تصادفي  به   وبلاگ یکی از ساکنین غزه برخورد كردم ،مطالب داخل وب را  كه مي خواندم   اضطراب و التماس از آن هويدا  بود . سري به عکسهای غزه زدم ،  بسيا رتكان دهنده بود. فكر وضعيتي كه مردم بويژه كودكان در آن گرفتارند واقعا تلخ و غير قابل تحمل است . گاهي اوقات از انسان ناميدن خودم شرمم مي گيرد . اينهمه جنگ، جنايت ،دروغ ، فريب  ... بسيار شرم  آور است .  

      10 يا 11 ساله كه بودم در كتابي به نام باغ وحش كه نويسنده درنقش خبرنگار با حيوانان مصاحبه مي كرد و از پدر بزرگم به من ارث  رسيده بود ،مصاحبه با گرگ را مي خواندم .  گرگ در جواب خبر نگار كه  او را درنده خطاب كرده بود مي گفت :(( اين تهمتي بيش به مانيست . ما گرگها هيچ موقع به هم حمله نمي كنيم . اگر هم به حيوانات يا انسانها حمله مي كنيم به دليل  رفع گرسنگي است . اما شما انسانها كه به ما درنده مي گوييد از ما درنده تر هستيد . شما به هيچ دليلي به جان هم جنس هاي خود مي افتيد . اين كشتار هايي كه شما انسانها نسبت به هم داشتيد از تمام گرگها و ساير حيوانات وحشي در طول تاريخ سر نزده است .))

شهريار در شعر حيدر بابا اين حس رو چقدر خوب گفته:

ایندی بشر آژ قورد کیمی اودوخوب                  اکنون بشر مانند گرگ گرسنه‌ است

چومبولنتی گوز قیجیردوب،دورخوب                 گوشه‌ای کز کرده و چشم بسته وکمین کرده است

باخیللار کی گورسون‌لر کیم سینی خوب       نگاه می‌کنند که چه کسی ضعیف شده است

توکولسون‌لر اونو]ن[ لشین ییرتسینلار           تا بر سرش بریزند و لاشه‌اش را پاره کنند

هره بیر دیش انسه‌سیندن قیرتسینلار             هر کدام یک گاز از قفایش بگیرند

                                           *********                                                  
گؤز ياشينا باخان اولْسا، قان آخماز                اگر به چشمان اشكبار كودكان نگاه مي كردند خوني ريخته
                                                              نمي  شد
انسان اوْلان بئلينه تاخماز                             انسان كه قمه و غدّاره نمي‌بندد

 آمما حئييف کوْر توتدوغون بوراخماز                 اما حيف كور چيزي را كه گرفت رها نمي‌كند

بهشتيميز جهنمّ اولْماقدادير !                          بهشت ما رنگ جهنم گرفته

 ذى حجّه ميز محرمّ اولْماقدادير                       و ذيحجه مان هواي محرم

      

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | دوشنبه نهم دی 1387 •

ازدواج با دختر بیل گیتس !!!!

پدر : دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی  

پسر: نه! من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم

پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر «بیل گیتس» است

پسر: آهان اگر اینطوریه، قبول است

پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید :   برای دخترت شوهری سراغ دارم .

بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند.

پدر: اما این مرد جوان، قائم مقام «مدیرعامل بانک جهانی» است .

بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است .

  بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود.

پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم .

مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم .

پدر: اما این مرد جوان داماد «بیل گیتس» است .

مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد .

و معامله به این ترتیب انجام می شود .

افرادی هستند که با هیچ به خیلی چیزها می رسند . افرادی بوده و هستند  که از نظر ما هیچ شایستگی ندارند ولی با کمک چاشنی خالی بندی و بزرگ نمایی به خیلی جاها رسیدند . خوب اگرچه این روش پیش ما پسندیده نیست ولی می شود یه درس مثبت از این داستان گرفت که  اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید فقط  باید روشش را بلد باشید.

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | جمعه ششم دی 1387 •

برآی ای صبح مشتاقان ، اگر هنگام روز آمد ----- که بگرفت این شبِ یلدا ملال از ماه و پروینم

 

برآی ای صبح مشتاقان ، اگر هنگام روز آمد    که بگرفت این شبِ یلدا ملال از ماه و پروینم

  رنگ سفيد، جايگزين طبيعت زرد و نارنجي مي شود، صدای زمستان می آید که در هیاهوی مردمان شهر گم شده است. امشب درازترين شب سال است و برای ما ایرانی ها شبی  سرشار از خاطره  از گذشتگان .

مهرپرستان چون شب يلدا را شب تولد ايزد مهر «ميترا» مي‎‎پنداشتند  اين شب را جشن مي‎گرفتند. آنها گاه شب يلدا را تا دميدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌هاي البرز  به انتظار باز زاييده‌شدن خورشيد مي‌نشستند و برخي در مهرایه  ها (نيايشگاه‌هاي پيروان آيين مهر) به نيايش مشغول مي‌شدند تا پيروزي مهر و شکست اهريمن را از خداوند طلب کنند و شب هنگام دعايي  که دعاي شکرانه نعمت بوده‌استمی خواندند.

در   یونان قديم نيز , اولين روز زمستان روز بزرگداشت خداوند خورشيد بوده‌است و آن را خورشيد شکست‌ ناپذير، ناتاليس انويکتوس، مي‌ناميدند(که از ريشهٔ کلمهٔ ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده‌است و معني اش , ميلاد و تولد است). ريشه‌هاي يلدا در جشن ديگر مرسوم در يونان نيز باقي مانده‌است از مهم‌ترين اين جشن‌هاي مي‌توان به جشن ساتورن اشاره کرد.   

  امیدروارم در این شب يلدا، دلهاي خود رااز زردي و كدورت پاك و سفيد کنیم و از این چرخ گردون بیاموزیم که طولانی ترین شب نیز به خورشید پایان می یابد.


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | شنبه سی ام آذر 1387 •

اولین شانس رو هرچقدر هم سخت است دریاب!!!

 

مرد جواني در آرزوي ازدواج با دختر كشاورزي بود .

كشاورز گفت برو در آن قطعه زمين بايست.من سه گاو نر را آزاد مي كنم  اگر توانستي دم يكي از اين گاو نرها را بگيري من دخترم را بتو خواهم داد. مرد قبول كرد. 

 در طويله اولي كه بزرگترين بود باز شد . باور كردني نبود بزرگترين و خشمگين ترين گاوي كه در تمام عمرش ديده بود. گاو با سم بزمين مي كوبيد و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را كنار كشيد تا گاو از مرتع گذشت. دومين در طويله كه كوچكتر بود باز شد.گاوي كوچكتر از قبلي كه با سرعت حركت كرد.  جوان پيش خودش گفت : منطق مي گويد اين را ولش كنم چون گاو بعدي كوچكتر است و اين ارزش جنگيدن ندارد.    

سومين در طويله هم باز شد و همانطور كه فكر ميكرد ضعيفترين و كوچكترين گاوي بود كه در تمام عمرش ديده بود.

پس لبخندي زد . در  بلافاصله روي گاو پريد و دستش را دراز كرد تا دم گاو را بگيرد...

 اما.........گاو دم نداشت!!!!

زندگي پر از فرصتهاي دست يافتني است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهيم ممكن است كه ديگر هيچوقت نصيبمان نشود.

براي همين سعي كن كه هميشه اولين شانس را دريابي.

 

 

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 •

چه جوری می شه فهمید که الان سال 2008 ؟؟

  
You find out that your family that is not more than 3
people have 4 or 5 mobile telephone numbers.
 
یهو نگاه میکنی می­بینی خانواده ات
که 3 نفر بیشتر نیستن ؛ 4 یا 5 خط
موبایل دارن 
  
You send an Email to a work colleague even though he/she
is sitting at a desk right next to yours.
 
واسه همکارت ایمیل میفرستی  در
حالی که میز بغل دستی تو نشسته 
    
Your relationship with family members and friends that
have no Email gets worse and you hardly contact them.
 
رابطه ات با اقوام و دوستانی که
آدرس ایمیل ندارن رو به وخامت میره
و تو به سختی میتونی باهاشون
ارتباط داشته باشی 
  

ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | جمعه یکم آذر 1387 •

در دنیا هیچ بن بستی نیست. یا راهی‌ خواهم یافت، یا راهی‌ خواهم ساخت.

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود . پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :

پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد . من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .

دوستدار تو پدر          

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .

4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟ پسرش پاسخ داد :

پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | شنبه بیست و پنجم آبان 1387 •

عکسی نماینگر تقابل سنت و مدرنیه در دوران گذار که در روستای سلطانیه گرفته شده است!

روستای سلطانیه :    خوشا به حالت ای روستایی چه پاک و ساده چه با صفایی در شهر مانیست جز دود و ماشین  دلم گرفته از آن و از این در شهر ما نیست جز داد و فریاد خوشا به حالت که هستی آزاد  ای کاش من هم پرنده بودم با شادمانی پر می­گشودم می رفتم از شهر به روستایی آنجا که دارد آب وهوایی

عکسی نماینگر تقابل سنت و مدرنیه در  دوران گذار  که در روستای سلطانیه گرفته شده است! تکنولوژی و وسایل ارتباطی و اطلاع رسانی مدرن  در دورترین نقاط  کشور و دنیا نفوذ کرده اند .  امروزه در روستاهایی که  تا۱۰ سال پیش  از داشتن نعمت برق و آب  محروم بوده اند، به وفور تلفن  همراه ، ماهواره و ... یافت می شود. البته این امکانات هم می تواند بستری جهت توسعه یافتگی و ابزاری برای توسعه فرهنگی باشد و هم در صورت عدم فرهنگ سازی اولیه  اثری معکوس  و مخرب بر فرهنگ و ساختار های ارزشمند سنتی جامعه داشته باشد.

خوشا به حالت ای روستایی چه پاک و ساده چه با صفایی در شهر مانیست جز دود و ماشین  دلم گرفته از آن و از این در شهر ما نیست جز داد و فریاد خوشا به حالت که هستی آزاد  ای کاش من هم پرنده بودم با شادمانی پر می­گشودم می رفتم از شهر به روستایی آنجا که دارد آب وهوایی

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | سه شنبه سی ام مهر 1387 •

ماهیگیر ثروتمند

 

يك بازرگان موفق و ثروتمند ،از يك ماهي گير شاد كه در روستايي در مكزيك زندگي مي كرد و هرروز تعدادكمي ماهي صيد مي كرد و مي فروخت پرسيد : چقدر طول مي كشد تا چند تا ماهي بگيري ؟
ماهي گير پاسخ داد: : مدت خيلي كمي

بازرگان گفت : چرا وقت بيشتري نمي گذاري تا تعداد بيشتري ماهي صيد كني؟

پاسخ شنيد: چون همين تعداد براي سير كردن خانواده ام كافي است .

بازرگان متعجب پرسيد : پس بقيه وقتت را چيكار مي كني؟

ماهي گير جواب داد: با بچه ها يم گپ مي زنم . با آن ها بازي ميكنم . با دوستانم گيتار مي زنم .

بازرگان به او گفت : اگر تعداد بيشتري ماهي بگيري مي تواني با پولش قايق بزرگتري بخري و با درآمد آن
قايق هاي ديگري خريداري كني آن وقت تعداد زيادي قايق براي ماهيگيري خواهي داشت .

بعد شركتي تاسيس مي كني و اين دهكده كوچك را ترك مي كني و به مكزيكوسيتي مي روي و
بعدها به نيويورك وبه مرور آدم مهمي مي شوي

ماهي گير پرسيد : اين كار چه مدتي طول مي كشد و پاسخ شنيد : حدودا بيست سال .


و بازرگان ادامه داد: در يك موقعيت مناسب سهام شركتت را به قيمت بالا ميفروشي و اين كار ميليون ها دلار نصيبت مي كند.

ماهي گير پرسيد : بعد چه اتفاقي مي افتد ؟

بازرگان حواب داد : بعد زمان باز نشستگيت فرا مي رسد . به يك دهكده ي ساحلي مي روي براي تفريح ماهي گيري ميكني . زمان بيشتري با همسر وخانواده ات مي گذراني و با دوستانت گيتار مي زني و خوش ميگذراني.

ماهي گير با تعجب به بازرگان نگاه كرد

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | سه شنبه سی ام مهر 1387 •

ایام گل و یاسمن و عید صیام است

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام است
...
می خواره و سرگشته و رندیم و نظر باز
آنکس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟
...
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایام گل و یاسمن و عید صیام است.

 عید فطر رو به همه دوستان تبریک می گویم و امیدوارم روزه و  نماز همگی مورد قبول درگاه خداوند قرار گرفته باشد.

 

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | سه شنبه نهم مهر 1387 •

چند جمله پند آمیز از بزرگمهر بختگان

 دبیر اگر رایمند و هوشمند باشد ، خط نیکو بنویسد ، کم گو ، پارسا، شکیبا ، با دانش ، راستگوی، وفادار ، و تازه روی باشد شرف همصحبتی فرمانروا را می یابد .
برای رسیدن به هدف و مقصود بهترین راه آن است که از راه راست رو نگر داند و از گناه بپرهیزد ، بی گمان آرام ، و کام و نام نصیبش می شود .
فرو ریزی سلسله های بزرگ از آن جهت است که بر کارهای بزرگ  کاردان خُرد و نادان گماشتند ، و دیگر آن که دانش را و اهل دانش را دشمن داشتندی . 

  هر کس را سرنوشتی مقدر است . یکی روز و شب در طلب سربلندی و سروری به جان  می کوشد و بهر ه اش جز خستگی و فرسودگی و نامرادی چیزی نیست . به تعبیر دیگر در کنار چشمه روشن و گوارا تشنه  می ماند. از سوی دیگر بی هنری بختیار ، بی آنکه تن به کار و کوشش بسپارد ، روزگار بر او می خندد و از همه گونه آسایش و آرامش برخوردار می گردد . پروردگار چنین خواسته و تدبیر بر تقدیر کارگر نمی افتد .

    هفت چیز نشان بی خردی است : خشم آوردن بر بی گناه ، بخشش به ناسزاوار ، ناسپاسی به یزدان ، پراکندن راز ، دست زدن به کار ناسودمند ، اعتماد به مردمان نا استوار ، لجاج و ستیهندگی در دروغگویی .

 شتاب زدگی از سبکساری باشد ، و هر که شتابزده باشد و آهستگی ندارد همواره پشیمان و غمناک باشد ، و مردم سبکسار در چشم مردمان حقیر باشد . 

    اگر روزی به چیزی نیازمند شدی به ملک و مال و دیگر اسباب حشمت و بزرگی خویش مناز . به کار و پیشه ای بپرداز که نامت سبک و ننگین نشود .

   کسی در شمار دانایان است که بر آنچه از دستش رفته افسوس نخورد  ، از نایافته به رنج نباشد ، چون در طلب مرادی با سختی رویا رو شود سست نگردد و دل به ناامیدی نسپارد . دانا هرگز برده و زبون خواسته نمی شود ، و در راه اندوختن مال ، خویش را در تنگی و رنج نمی افگند .اما خصم خرد و روان روشن ، کردار بد است .

 کسی لیاقت سرفرازی و سروری  را دارد که فروتن ، بخشنده باشد ، بکوشد ، بجوید ، با همراهان همدل در طلب دانش و تجربه سفر کند ، و همیشه با همه کس به مدارا و آهستگی رفتار نماید .

 بزرگمهر بختگان

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | چهارشنبه بیستم شهریور 1387 •

سرعت اینترنت در ایران و در کشور های همسایه

 

امروزه یکی از شاخص‌های توسعه جوامع تعداد کاربران اینترنت پرسرعت ‪ ADSLاست و ایران در این زمینه در رتبه پایینی حتی در منطقه خاورمیانه قرار دارد.  در حالیکه  بالاترین سرعت دانلودی که در ایران ارائه می شود 549 کیلوبیت در ثانیه برای کاربران ویژه  است در کشوری مانند بحرین  که  از سال 1995 خدمات اتصال به اینترنت را به شهروندان خود عرضه کرده   2 مگابیت بر ثانیه است  . همچنین  سرعت اینترنت در کابل پایتخت افغانستان 1171 کیلوبیت در ثانیه است و در کشور ترکیه و در شهر استانبول تقریبا چهل برابر بالاترین سرعت اینترنت در  ایران یعنی   برابر با 20975 کیلوبیت در ثانیه می باشد.

قابل توجه است مدت زمان بارگذاری یک فایل 50 مگابایتی با یک مودم 56 کیلوبیت بر ثانیه خطوط دایل آپ برابر با یک ساعت و 49 دقیقه و 13 ثانیه است که این مدت زمان با استفاده از خطوط ADSL با سرعت 256 کیلوبیت برثانیه، 27 دقیقه و 18 ثانیه با سرعت 512 کیلوبیت برثانیه، 13 دقیقه و 39 ثانیه با سرعت 1500 کیلوبیت برثانیه، 4 دقیقه و 40 ثانیه و با سرعت 8 هزار کیلوبیت بر ثانیه، تنها 51 ثانیه است .

در ایران اکثریت عموم مردم از سرویس دایل – اپ استفاده می کنند با این سرعت اینترنت کاربران فقط می توانند  کارهای محدودی مانند باز کردن چند صفحه" وب" معمولی، چت و چک کردن پست الکترونیکی را انجام دهند و این مساله خود مانعی در استفاده مفید از اینترنت و  گسترش فعالیت های آموزش مجازی می باشد که در آینده مخاطبان بسیار زیادی خواهد داشت.

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 •

همینجوری!!!!!!!

نقل است حسن بصری می گفت:
از سخن مستی عجب داشتم، مستی را دیدم در میان وحل (گل ولای) راه می رفت، افتادن و خیزان.
گفتم: قدم ثابت دار تا نیفتی.
گفت: تو قدم ثابت دار کرده ای شیخ با این همه دعوی؟
من اگر بیفتم مستی باشم به گل آلوده، برخیزم و بشویم. این سهل است.
اما از افتادن خود بترس که خلقی با تو بیفتند!

تذکره الاولیا حضرت عطار

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 •

دلا شبها نمی نالی به زاری

 

دلا شبها نمی نالی به زاری
سر راحت به بالین می گذاری
تو صاحب درد بودی ، ناله سر کن
خبر از درد بی دردی نداری
بنال ای دل که رنجت شادمانیست
بمیر ای دل که مرگت زندگانیست
دلی خواهم که از او درد خیزد
بسوزد ، عشق ورزد ، اشک ریزد
مباد آن دم که چنگ نغمه سازت
ز دردی بر نیانگیزد نوایی
مباد آن دم که عود تار و پودت
نسوزد در هوای آشنایی
بنال ای دل که رنجت شادمانیست
بمیر ای دل که مرگت زندگانیست
دلی خواهم که از او درد خیزد
بسوزد ، عشق ورزد ، اشک ریزد

 

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 •

همین الان قزوین لرزید.(۱۰:۴۵)

همین الان قزوین لرزید.(۱۰:۴۵)

انگار قزوین تو خرداد ماه با زلزله قرار داد  داره . ۸ خرداد  سال ۸۴ هم قزوین لرزید . روز جمعه بود و ما هم برای  برگزاری کارگاه ظرفیت سنجی به  سازمان ملی جوانان  رفته بودیم  .۸  خرداد همان روزی که من از خانمم خواستگاری کردم و صبح همان روز هم با علی ربیعی توی کوهها بالا  پایین رفتیم.یاد مرحوم  مهندس امامی  استاندار قزوین هم بخیر . توی همین زلزله جهت کمک رسانی به زلزله زدگان الموت  مرحوم شد. زلزله سال ۶۹ منجیل هم توی خرداد ماه بود .یک از مسابقات جام جهانی هم در اون شب درحال انجام بود . شب خیلی سختی بود  و اون شب رو تا صبح بیدار موندیم.

اگرچه شدت و مرکز هنوز معلوم نیست ولی امیدوارم این زلزله خسارتی همراه  نداشته باشه .

 

 

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | سه شنبه هفتم خرداد 1387 •

خط فقر

ياد دارم يك غروب سرد سرد
ميگذشت از توی كوچه دوره گرد

دوره گردم ، كهنه قالی ميخرم
دست دوم جنس عالی ميخرم

گر نداری كوزه خالی ميخرم
كاسه و ظرف سفالی ميخرم

اشك در چشمان بابا حلقه بست
عاقبت آهی زد و بغضش شكست

اول سال است و نان در خانه نيست
ای خدا شكرت ولی اين زندگيست؟

بوی نان تازه هوش از ما ربود
اتفاقاً مادرم هم روزه بود

چهره اش ديدم كه لك برداشته
دست خوش رنگش ترك برداشته

سوختم ديدم كه بابا پير بود
بدتر از اين خواهرم دلگير بود

مشكل ما درد نان تنها نبود؛
حتم دارم كه خدا آنجا نبود

باز آواز درشت دوره گرد
پرده انديشه ام را پاره كرد

دوره گردم ، كهنه قالی ميخرم
دست دوم جنس عالی ميخرم

خواهرم بی روسری بيرون دويد؛
گفت: آقا سفره خالی ميخريد؟

«محمد رضا يعقوبی»

 

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 •

مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست

 

" مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید .
لکن زندگی شمایید و حجاب خود ، شمایید .
زیبایی قامت بلند ابدیت است ، نگران منتهای خویش در زلال آینه .
اما صراحت آینه شمایید و نهایت جاودانه شمایید". 

 جبران خلیل جبران

 

!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 •

تملق

 

نسبت فرهنگ و سياست و چرايي برخي ويژگي هاي فرهنگي نزد ايرانيان که بسياري از جامعه شناسان آن را نمي پسندند و بعضاً از آن تحت عنوان کژي هاي فرهنگ سياسي ايرانيان ياد مي کنند، موضوعي است که اين روزها مورد توجه دگرباره انديشمندان قرار گرفته است. در اين رابطه برخي تحليلگران به اين مساله مي پردازند که چرا در جامعه يي مانند ايران برخي فرهنگ هاي غلط از جمله فرهنگ تملق، ريا و بعضاً دروغگويي بيشتر از حد قابل قبول است. حتي برخي پا را فراتر گذاشته اند و معتقدند جامعه ايراني اخيراً به ويژگي هاي منفي که از آن ياد شد بيشتر مبتلا شده و بسياري از شهروندان به اين باور رسيده اند براي رسيدن به موقعيت هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و به خصوص اقتصادي مي توانند از روش تملق و ريا به جاي کار و تلاش بهره بگيرند و به عبارت بهتر ره صد ساله را يک شبه بپيمايند. جامعه شناسان سياسي درباره شيوع اين آفت هشدار داده و پيشنهاد مي کنند به آسيب شناسي چنين آفاتي پرداخته و مانع از گسترش و نهادينه شدن فرهنگ تملق در جامعه شويم. عباس عبدي از جمله جامعه شناساني است که در گفت وگو با اعتماد به واکاوي ريشه هاي فرهنگ تملق در جامعه ايراني پرداخته و تحليل خود را از آن ارائه داده است. عبدي که در يک گفت وگوي مفصل با اعتماد شرکت کرد هشدار مي دهد گسترش فرهنگ تملق با ساخت سياسي جامعه ارتباط مستقيمي دارد و اگر مي خواهيم چنين فرهنگي را حذف کنيم چاره يي نداريم مگر اينکه ساخت رسمي قدرت و ساختار اقتصادي کشور را اصلاح کنيم. بخش اول گفت وگو اعتماد با عباس عبدي را مي خوانيد.


***
ـ تاثيرگذاري فرهنگ و سپهر سياست از موضوعاتي بوده که اخيراً در کتاب هاي برخي از استادان دانشگاه باز مورد توجه قرار گرفته است. برخي معتقدند فرهنگ سياسي يا کنش ها و رفتارهاي سياسي ما متاثر از فرهنگ ما در حوزه هاي مختلف اعم از اقتصاد، اجتماع و خود حوزه فرهنگ است. برخي هم معتقدند سپهر سياست بر فرهنگ اثر مي گذارد و اساساً رفتار فرهنگي شهروندان ايراني را شکل مي دهد. براي شروع بحث بفرماييد اولاً کدام يک منشاء اثرگذاري بر ديگري هستند؟ و آيا اين دعواي مرغ و تخم مرغ است؟


 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حميد رضا دودانگه | | پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 •