حافظ می خور و رندی کن و خوش باش ولی دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
دیروز خبر جلسه مشترک برخی از تشکل های غیر دولتی جوانان را با حاج آقا گلپور مشاور استاندار شنیدم . گفته شد که ایشان اتهامات و فحاشی های نسبت به من و برخی دیگر از افراد حاضر در جلسه داشته که باعث گردید نمایندگان تشکل ها در اعتراض به این نوع برخورد غیر محترمانه جلسه را ترک نمایند .
با توجه به سابقه ای که خودم در برخورد با این شخص داشته و اتهامات، بی احترامی ها و حرکات عجیبی که از او شنیده و دیده ام از این مساله زیاد تعجب نمی کنم . بدلایل مختلف هم نمی خواستم اولین مطلب وبلاگم رو به این مساله اختصاص بدهم . اما توهین به شخصیت همکار قدیم خود و ایراد اتهام مستقیم به یکی دیگر از اعضای تشکل ها و همچنین رفتار بی ادبانه با سایر نمایندگان تشکل ها که بی احترامی به شعور قشری از جوانان می باشد من را تشویق کرد از این فرصت استفاده نمایم تا به نکاتی نه در محکوم کردن و تقبیح این مساله بلکه به زمینه های فکری که این رفتارها از آن نشات می گیرد اشاره کنم :
1- در دولت خواسته یا ناخواسته نگاهی که جوانان را تهدید می داند نه فرصت از قوت بیشتری برخور دار گردیده است . تاثیر این نوع نگاه در رفتار برخی از مدیران فرهنگی و سیاسی باعث برخورد دستوری ، بالا به پایین، محدود کننده و حذفی با جوانان شده است .
2- نکته دیگر ی که می شود به آن اشاره کرد نادیده انگاشتن شعور و قدرت درک و تشخیص و همچنین بی توجهی به افزایش اطلاعات و سطح آگاهی نسل جدید نسبت به نسل های گذشته می باشد که باعث گردیده عیار تقلیدپذیری جوانان کاهش یابد در صورتیکه هنوز اصرار براین است که جوانان باید بدون تفکر و صرف احترام و تقلید از بزرگان به برنامه ها عمل کنند .
3- هنوز مفهوم امنیت پایدار در نظر برخی مورد توجه قرار نگرفته و مشارکت جوانان و فعالیت اجتماعی قانونمند و شفاف - که بر خلاف برخی از سلیقه هاباشد - تهدید به حساب می آید.
4- یکی از مواردی که نسل جدید از آن گریزان می باشد عدم حضور و عمل به اقدامات سمبلیکی می باشد که با آن ارتباط برقرار نکرده اند که متاسفانه اصرار نابخردانه براین اقدامات منجربه دوری بیش از حد جوانان از آنهامی شود.
5- متاسفانه برخی کج فهم ها و جاهلان مذهبی نما - نعوذ بالله - خود را در جایگاه خدا ، پیغمبر وامامان معصوم پنداشته و در این مسند بسیار آسان تر از خدا و پیغمبر به قضاوت می پردازند و دیگران را ابوسفیان ، طلحه ، زبیر ، فاسد ، بی دین و... قلمداد می کنند . که گاها این این قضاوت های نشات گرفته از توهم مبنای اقدام علیه غیر و محروم نمودن دیگران از حقوق اجتماعی می شود که جوانان هم از صدمات این نگاه در امان نمانده اند.
6- یکی از لوازم مهم و برجسته در محقق نمودن شعار عدالت ورزی و مهرورزی به رسمیت شناختن مخالف، تحمل مخالفان و برابرسازی فرصت برای آنانی است که با ما نیستند و گرنه مهرورزی و عدالت ورزی برای آنان که با ما هستند ارزشی ندارد . (که متاسفانه ما حداقل آن را در رفتار مدعیان این شعارها شاهد نبود ه ایم.)
7- لحاظ معیارهایی برای تشخیص خوب و بد بودن جوانان که معیار هایی به دور از واقعیت می باشد باعث دسته بندی رانتی در بین جوانان گردیده است که خود شکاف بین دولت و جوانان را تقویت کرده است .
8- چوانی و روحیه جوانی ویژگی های دارد من جمله آرمان گرایی ، عدم صبر جهت رسیدن به اهداف ، رک و صریح الهجه بودن ، عدم مصلحت گرا یی و محافظه کاری ، عدم وابستگی و... که این خصوصیات مدیریت و کارکردن با جوانان را بسیار خاص نموده است .
9- حضور جوانان در عرصه های مختلف محدودیت هایی را برای مجریان آن حوزه ها ایجاد می کند که ممکن است تحمل آن برای عده ای مشکل باشد . پس باید کسانی که جوانان را به حضور می طلبند اندکی از غرور خود کاسته و بر صبر خود بیفزایند.
10- متاسفانه در این وضعیت بد اقتصادی و معضل بیکاری که گریبانگیر جوانان می باشد و همچنین در وضعیتیکه شاخصه سرمایه اجنماعی ما از و صضعیت مطلوبی برخوردار نیست به فعالیت داوطلبانه این جوانان که به منزله قطره آبی در بیابان است ارج نهاده نمی شود .
زرقیب دیو سیرت بخدای خود پناهم مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را