زمستان

 

به شب نشینی زندانیان برم حسرت ... که نقل مجلسشان دانه های زنجیر است

 

به چه دل خوش کرده ای!؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی ؟

 

 

ادامه نوشته

ترا من چشم در راهم شباهنگام

ترا من چشم در راهم شباهنگام
كه مي گيرند در شاخ (( تلاجن )) سايه ها رنگ سياهي
وزان دلخستگانت راست اندوهي فراهم
ترا من چشم در راهم .
شباهنگام . در آندم كه بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سر و كوهي دام
گرم ياد آوري يا نه ، من از يادت نمي كاهم ،
ترا من چشم در راهم .