در چند انتخابات گذشته اصلاح طلبان برنده کارزار انتخابات نبودند. در این شکستها پارامترهای مختلفی دخالت داشتند. از عوامل جبری محیطی  که از سوی مخالفان اصلاحات اعمال می شد گرفته تا اشتباهات سیاستمداران اصلاح طلب و مردم . اما آن چیزی که بین همه این فاکتورها مشترک بود ، تاثیر در  افزایش  یاس و نا امیدی  و بی تفاوتی در بین مردم بود که همگی پاشنه آشیل اصلاح طلبان یعنی خارج کردن حامیان مردمی  اصلاح طلبان از گردونه بازی را نشانه  گرفته بودند . در حلقه عوامل  شکست اصلاح طلبان ،مشارکت پایین مردم در انتخابات  آخرین حرکت اشتباهی  بود که به مردم تحمیل گردید تا مردم  عامل شکست در این رقابت نابرابر شوند.

 اما بعد از این ناملایمات و شکستهایی که در چند انتخابات گذشته متوجه اصلاح طلبان گردید  تغییراتی در افکار عمومی ،اصلاح طلبان و حکومت  ایجاد شده و یا در حال شکل گیری است که شرایط را برای آغاز حرکتی نو از سوی اصلاح طلبان مناسب  می سازد  :

1-  در چند انتخابات گذشته  بازار بحث بر سر حضور و يا شرکت نکردن در انتخابات گرم بود. از یک سو عده ای می دیدند   به رغم شرکت در انتخابات گذشته، به اهداف خود دست نیافته اند  و از سويی دیگر عده ای   بيم آن داشتند که مبادا مردم  با غفلت  شرکت نکردن در انتخابات  تمام فرصتهای موجود را سوخت کنند و این نگاه ها و مباحث تصميم گيری را برای مردمی که ديگر رغبتی به حضور در پای صندوق های رای نداشتند  سخت تر می کرد . اما در حال حاضر با توجه به تبعات منفی ملموسی که مردم از عدم حضور و عدم مشارکت در انتخابات گرفته اند افکار عمومی  این فرصت را پیدا نموده تا  مقایسه ای بین روند کنونی و آنچه در که در دوران هشت ساله اصلاحات رخ داد انجام دهد تا آنجا که در حال حاضر  مشارکت  حداکثری در انتخابات و میل به پیروزی تفکر اصلاح طلبی در افکار عمومی قوت  بیشتری یا فته است .

2-  نتیجه  تفرق در رای  و نامزدهای  اصلاح طلبان ازیک سو  و رای تشکیلاتی و سازماندهی شده رقبا از سوی دیگر در انتخابا ت پیشین  این واقعیت را  در افکار عمومی و احزاب اصلاح طلب شکل داده است  که  برای کسب  پيروزی در انتخابات بايد ائتلافی نامزد معرفی کرد ولیستی  رای داد.

3- در سطوح بالا رقابت جدی بين اصلاح‌طلبان و اقتدارگرايان و محافظه‌کاران ایجاد شده است . ازیک سو  وجود  اختلاف جدی بین  محافظه‌کاران و اقتدارگرايان با عث گریده که  احتمال ارائه  ليست مشترک  از سوی آنها برای انتخابات به حداقل برسد و از سوی ديگر اصلاح‌طلبان  هم به دليل شرايط ويژه کشور و يکدست بودن حکومت به این نتیجه رسیده اند که  با توقعات حداقلی يک ائتلاف حداکثری را شکل دهند .       4- علی رغم اینکه گفته می شد که با حذف اصلاح‌طلبان می‌شودمی توان يک حکومت يکدست را مستقر کرد و بدون هيچ‌گونه اختلافی  به خدمت‌گزاری مردم  پرداخت ، امروز با تشدید اختلاف بین محافظه کاران و اقتدار گرا ها این تفکر دربخشی از  بدنه حکومت وبرخی احزاب محافظه کار تضعیف شده و آنها به این نتیجه رسیده اند  که  حذف يک جناح بزرگ کشور اختلاف در جامعه را ما برطرف نمی سازد .

5 -اما علی رغم وجود شرایط بالا این نگرانی ها و سئوال ها وجود دارد . یک نگرانی این است  که آیا  با وجود همسو و یکدست شدن هیات های اجرایی و نظارت  انتخابات آزاد و سالم برگزارمی  شود. ودیگر اینکه اصلاح طلبان برای اطلاع رسانی و برقراری ارتباط با  مردم چه باید بکنند . از یک سو آنها به  رسانه ها و مطبوعات دسترسی ندارند و  از سوی دیگر ممکن است رسانه های فراگیری که در دست مخالفان می باشد در جهت ایجاد اختلاف بین اصلاح طلبان و افزایش یاس و نامیدی در مردم  به ضرر اصلاح طلبان  اقدام نمایند.